مرتضى مطهرى
681
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
انسان مىكند و ابزار نقش درجهء دوم را دارد . خصوصيت طبقهء پرولتر بعد ما مىآييم سراغ مسئلهء دوم در نظام سرمايه دارى ، اينكه در اينجا دو طبقه به وجود مىآيد ، طبقهء بورژوا و طبقهء پرولتاريا و اين طبقه اساساً با آن طبقه [ يعنى طبقهء كارگر در گذشته ] از نظر ماهيت متفاوت است . ما به طبقهء بورژوا فعلًا كارى نداريم ، اول روى طبقهء پرولتر [ بحث مىكنيم . ] مىگويند كه خصوصيت اين طبقه اين است كه اين طبقه در اينجا نيروى كار خودش را مىفروشد ، فروشندهء نيروى كار خودش است . معنايش اين است كه در گذشته ماهيت آن عملى كه انجام مىگرفته فروش نيروى كار نبوده است ولى در سرمايه دارى ماهيت كار پرولترى فروش نيروى كار است . اصلًا پرولتر يعنى آن كه از روى اجبار نيروى كار خودش را مىفروشد . اينجاست كه باز بايد ببينيم كه آيا فرقى هست ميان كارگر كارخانه در عصر سرمايه دارى و كارگرهاى دورهء قديم كه عصر ماشين و سرمايه دارى نبوده ؟ بديهى است كه در دورهء قديم هم لااقل به اين شكل رايج بوده است كه مثلًا فردى چرخ نخريسى داشت ، چرخ مال او بود ، آن مادهء خام هم مال او بود ، پشم يا پنبه مال او بود ، زنى را اجير مىكرد و به او مىگفت تو بيا از صبح تا غروب اين كار را براى ما بكن اين قدر مزد به تو مىدهيم . خلاصه مسئلهء كار كردن و مزد دادن از قديم وجود داشته است . يا اينكه يك كسى يك زمين زراعتى داشت ، بذر هم مال او بود ، ابزار و از جمله حيوان هم مال او بود ، بعد يك آدمى كه فقط كارگر و يك دهقانِ آزادى بود مىآمد آنجا اجير مىشد مزدور اينها مىشد . به او مىگفتند بيا مثلًا يك ماه برايمان ديمه كارى كن ما روزى فلان مقدار به تو مىدهيم . اين كارها كه هميشه وجود داشته است . امروز هم همهء صنعتهاى ماشينى به شكل كارخانههاى بزرگ كه لازمهاش اجتماع كارگرهاست نيست . اينها مىگويند يكى از مشخّصات دورهء سرمايه دارى اين است كه دورهء سرمايه دارى به دليل اينكه ماشين ، زياد توليد مىكند صنايع كوچك را ورشكست مىكند ، وقتى صنايع كوچك ورشكست شدند كارگران آنجا هم مجبورند بيايند مزدور اينها بشوند و تبديل به طبقهء پرولتر بشوند ، بعد طبقهء پرولتر همه در اينجا اجتماع مىكنند ( بالاخره كارخانه به اينها نياز دارد ) . گويى كه خاصيت ماشين اين است كه كارگرهاى متفرق را در يك جا مجتمع كند ، وقتى در يك جا مجتمع كرد نطفهء مرگش هم در همين جا بسته مىشود ، به دلايلى كه بعد خواهيم گفت . يعنى همين جاست كه يك طبقهاى در مقابلش به وجود مىآيد كه همين طبقه بعدها سبب مىشود كه اصلًا رژيم سرمايه دارى واژگون بشود . اولًا اين قضيه در ماشينيسم كليت ندارد براى اينكه در كشاورزى اين گونه نيست . در كشاورزى ، ماشين نه تنها خصلت اجتماع ندارد بلكه خصلت انفراد دارد ؛ يعنى در مواردى ماشين